![]() |
![]() |
|
| محبت, احترام و عشق میماند |
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 19:9 توسط سارا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 13:4 توسط سارا |
|
|
خاطرات مدرسه ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() خدایی دلت میاد در باره این نظر ندی؟!؟! |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 18:28 توسط سارا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 12:30 توسط سارا |
|
|
کمی تامل...
لطفا!
عاشق شو! خدا گفت:به دنیایتان می آورم تا عاشق شوید یه طور دیگه! زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایهاش درحال
تا حالا بهش اینطوری نگاه کردی؟! معلم یک کودکستان به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند . او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدمهایی که از آنها بدشان میآید ، سیب زمینی بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 15:13 توسط سارا |
|
|
نامه يک برنده مدال طلاي المپياد جهاني به رهبر براي برنده مدال طلاي المپياد محبوس در اوين، محمدرضا جلاييپور
آقاي خامنهاي! سلام عليكم ناراحت نشويد اگر بيمقدمه وارد متن ميشويم. راقم اين سطور خسته شده است از مقدمه هاي مفصلتر از متن و از متن هاي پوچ و هيچ. چند سال قبل از دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه زنگ زدند به خانه ما كه فلان روز ديدار با رهبر است. من هم به خودم گفتم يك مقدار سخنراني مي كنند و لابد آخرش سكه مي دهند، رفتم. همان جور هم شد، شما حرف زديد، ما حرف زديم و سكه هم بالاخره رسيد. در ابتداي ديدار خواستيد خودم را معرفي كنم و گفتم كه فلاني هستم، مدال طلاي المپياد جهاني فلان در سال فلان...شما كه ريش بلند من را ديديد و لابد فكر كرديد بسيجي درست و حسابي هستم، به من گفتيد خداوند شما را براي آيندة اسلام و ايران حفظ كند. علاوه بر آن تا همين دو سال پيش هر سال ماه رمضان يك شب براي افطار دعوت مي كرديد و من هم حضور پيدا مي كردم. حال و هواي حسينيه شما با جاهايي كه من معمولاً در آنجاها بودم هميشه فرق داشت و ديدن آنجا برايم هميشه جالب بود. هنوز طنين صداي شما در گوشم هست كه می گفتيد: نخبگان علم و دانش بايد چنين كنند و چنان كنند. جنبش نرمافزاري برپاكنند. نقشة جامع علمي كشور آماده كنند. از خستگي نهراسند و ... رتبة يك كنكور و مدال طلاي المپياد را گرفتهاند، انداخته اند توي سلول هاي انفرادي اوين. محمدرضا جلاييپور را ميگويم. هيچ يك از نخبگان علمي كشور در سي سال اخير نتوانسته هم در كنكور موفق باشد و هم در المپياد. محمدرضا در هر دو، رتبة يك بود. رتبه دو هم نه، خود خود يك. هيچيك از نخبگان علمي كشور، مثلاً همدورهاي هاي محمدرضا - كه همگي الان در كشورهاي اروپايي و امريكايي مشغول به تحصيل هستند- نتوانسته است نمرة زباني را كه محمدرضا در آزمون آی التس كسب كرد، كسب كند.
اين است جنبش نرمافزاري شما؟ اين است انقلاب علمي در كشور؟ نكند انتهاي نقشة جامع علمي كشور به اوين ختم ميشود؟ چه خوب جايي است و چه آب و هواي دل انگيزي دارد. بنده شخصاً حاضرم نقشة جامع علمي كشور را تا ته بروم. مخصوصاً كه در انتها به اوين مي رسد و در آنجا مصاحبت امثال محمدرضا را به همراه دارد.
دل خوش كردهايد كه نخبگان علمي كشور بروند در ممالك ديگر درس بخوانند و بعد برگردند به كشورشان براي ارتقاي علم و دانش؟ گمان مي كنيد با اين نخبگان مي توانيد چنان تفوق علمي و فنآور اي در جهان به دست آوريد كه انديشة جمهوري اسلامي در جهان مسلط شود؟ نميگويم زهي خيال باطل اما واقعاً با اين روش ها، بيشتر به تركستان ميرسيد تا انقلاب علمي در كشور. مشاهدات و تجربيات راقم اين سطور حداقل گواه آن است كه شرايطي كه در كشور به وجود آورده ايد همه را فراري مي دهد و نخبگان را زودتر. اگر به اين گمان هستيد كه نخبگان را با پول و امكانات و پست و مقام ميتوانيد در كشور نگه داريد، اشتباه مي كنيد. بگذاريد صريحتر بگويم. من خودم وفادارترين نخبه اي كه به نظام، ولايت فقيه، امام و اسلام مي شناسم شخص محمدرضا جلاييپور است. همان كسي كه موقع بازگشت از انگلستان، رداي مداحي اهل بيت مي پوشد و براي چيزي حدود دو هزار مستمع، در حسينية ارشاد زيارت عرفه مي خواند.
به عنوان يك المپيادي لازم است آگاه كنم شما را كه زيردستان شما، باهوش ترين، خوشبرخوردترين، اخلاقيترين و مسلمانترين نخبگان علمي كشور را دو ماه است كه حبس كردهاند. فقط هم به جرم فعاليت انتخاباتي براي نامزدي كه خير سرش نخست وزير خود شما بوده است. جرمش اين است که شيوة نويي در تبليغات انتخاباتي در ايران پايهگذاري كرد. و اين البته از هوش و استعداد سرشارش بود. شيوههايي كه رقبا خيلي سريع شروع به تقليد از آنها كردند.
مي خواهند محمدرضا را به چه چيزي متهم كنند؟ او را كه پيش از، به اصطلاح خود شما، اردوكشي هاي خياباني دستگير كردهاند. پس اتهام تظاهرات غيرقانوني و شكستن شيشة بانك و آتش زدن اتوبوس و اين جور چيزها را نميتوانند به او بچسبانند. در فاصلة روز انتخابات تا روز دستگيري هم به راحتي ماموران شما ميتوانند بفهمند كجا بوده است و چه كرده است. ميخواهند به او اتهام بزنند كه به ملت گفته است در انتخابات تقلب شده است؟ اين اتهام به او نميچسبد. وقتي خود موسوي و محتشمي ميگويند در انتخابات تقلب شده است، با گرفتن امثال محمدرضا ميخواهند ضعيفكشي كنند يا اينكه موسوي و محتشمي را بترسانند؟ يا هر دو؟ ميخواهند به او بگويند با خارجيها ارتباط داشته است؟ محمدرضا اهل اين كارها نبود؛ اگر بود اوضاع مالي كمپين موسوي اينقدر خراب نبود. ميخواهند به او اتهام ارتباط با انگلستان بزنيد؟ اين هم به او نميچسبد. آقاي مصباح براي درمان ميآيد انگلستان و آقاي حداد براي خريد لباس. محمدرضا اما فقط براي تحصيل و نشر اسلام در آنجا حضور دارد. اگر عشق، به نظر من البته زيادي، به اسلام نداشت هر هفته بلند نميشد با هزينة خودش از آكسفورد بيايد لندن براي برگزاري مراسم ديني در قلب لندن. نكند به كسي كه هميشه در مقابل خانم ها سرش پايين بود ميخواهند اتهام داشتن رابطة نامشروع بزنند؟ يا اينكه متهمش كنند به مصرف مشروبات الكلي و استعمال دخانيات خيلي غليظ؟ محمدرضا جامعهشناسي مي خواند اما متاسفانه از تفريحات شنگولي ملت ايران نه تجربهاي داشت و نه بويي برده بود. هميشه به او ميگفتم آدمي به بچه مثبتي تو هيچ وقت جامعهشناس خوبي نميشود.
ممالكي كه پيشرفت كردند و تفوق تكنولوژيك در جهان پيدا كردند به گونه اي كه امروزه بر مبناي قدرت حاصل از آن، ميتوانند به كشور ما به اصطلاح شما تهاجم فرهنگي كنند، هيچوقت رتبه اول هاي كنكورشان را زندان نيانداختند. المپيادي هايشان را نفرستادند انفرادي. سعي كردند كارهاي مهم را به دست آنها بدهند. نه اينكه يك آدمي مثل مرتضوي را بكنند همهكارة مملكت. مرتضوي اگر هوش درست و حسابي داشت، يك دانشگاه خوب قبول ميشد. اگر نميدانستيد، بدانيد بين نخبگان كشور رسم است كه ميزان هوش را بر مبناي دانشگاه محل تحصيل مي سنجند. مرتضوي در جايي درس خوانده است كه استادش كردان بوده است. محمدرضا در جايي درس ميخواند كه راسل و ويتگنشتاين در آنجا درس ميدادند.
چند سال پيش در يك سخنراني دستور تاسيس بنياد نخبگان را داديد. اين بنياد حالا تشكيل شده است و به رتبه اول هاي كنكور و المپياديها و بچه درسخوانهاي دانشگاه وام و كمك هزينة تحصيلي ميدهد. بحث دادن زمين و مسكن مهر هم مطرح است. اردو برگزار ميكند، مشهد ميبرد، فيش حج توزيع ميكند. اين بنياد نخبگان نبايد لااقل يك بار با دادستان تهران در مورد اتهامات محمدرضا جلاييپور مذاكره ميكرد؟
براي پيشرفت علمي كشور به وجود بنياد نخبگان نيازي نيست. شما نخبگان علمي كشور را به زندان نياندازيد، آنها خودشان بلد هستند چگونه مملكت را پيشرفت بدهند.
آقاي خامنهاي! نميدانم واقعاً مطلع هستيد كه در قوة قضاييه چه ميگذرد يا نه. من قبلاً چندباري از طريق سايتهاي شما، برخي اعتراضات و حرفها را برايتان فرستادم. فكر كنم مسئولان دفترتان آنها را مستقيماً به سطل آشغال ميريزند و الا تا الان بايد حداقل يك ذره كارها بهتر ميشد. اين بار به نظرم رسيد كه به اصطلاح روزنامهها، سرگشاده چيزي برايتان بنويسم. شايد حداقل وزارت اطلاعات تكاني بخورد و براي اينكه شما متوجه نشويد كه چه گندي زده است، خودش سريع دست به كار شود.
مملكت را هم با امثال محمدرضا جلاييپور ميشود اداره كرد و هم با امثال سعيد مرتضوي. شما هم كه فعلاً مملكت را در دست داريد. انتخاب با شما است اما فردا كاسة چه كنم دست نگيريد كه چرا قدر محمدرضا جلاييپور ها را ندانستم.
اسمم را هم نمينويسم چون اولاً به اندازة محمدرضا ايمان و شجاعت ندارم، ثانياً آنقدر نخبه هستم كه بفهمم سنگها را بستهاند و سگها را ول كردهاند. ثالثاً حرف خصوصي نزدم كه نياز به پيگيري خصوصي داشته باشد. رابعا اگر دنبال مقصر ميگرديد، مقصر معلوم است چه كسي است: سعيد مرتضوي. |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 17:47 توسط سارا |
|
|
تقدیم به کسانی که همدیگر رو خالصانه دوست دارن
تقدیم به...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 14:11 توسط سارا |
|
|
ریکی مارتین و بچه هایش
نیکول کیدمن
جنیفر گارنر
جنیفر لوپز
بریتنی و بچه هایش
هایدی کلوم
جولیا رابرتز
ویکتوریابکهام
آنجلینا جولی و براد پیت
کتی هولمز
کیت هادسون
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 14:9 توسط سارا |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 14:1 توسط سارا |
|
|
چنانچه هر کدام از عکس ها باز نشد بر روی ان راست کلیک کرده و سپس گزینه نمایش تصویر را انتخاب کنید |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 17:39 توسط سارا |
|
|
سرنوشت کارتونهایی که میدیدیم چی شد؟
قسمت اول
|
||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 19:21 توسط سارا |
|
|
اقتصاد هندي :
اقتصاد پاكستاني : اقتصاد آمريكايي :
اقتصاد فرانسوي :
اقتصاد آلماني :
اقتصاد انگليسي :
اقتصاد ايتاليايي :
اقتصاد سوييسي :
اقتصاد ژاپني :
اقتصاد چيني :
اقتصاد ايراني :
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 22:24 توسط سارا |
|
|
حاج خانوم مونالیزا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 22:22 توسط سارا |
|
|
فرض کنید . . .
به شما، این امکان را میدهند که از بین سه نفر یک رئیس برای دنیا انتخاب کنیدکه بتواند به بهترین وجه دنیا را رهبری کرده صلح و ترقی و خوشبختی برای بشریت به ارمغان بیاورد. بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید؟
قبلا یک سوال: شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید . . . . زن حامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد. سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کور و یکی عقب مانده هستند. در ضمن خود این خانم مبتلا به مرض سیفیلیس است. از شما مشورت میخواهد که آیا سقط جنین کند یا نه . . . . با تجارب زندگی که دارید به ایشان چه پیشنهادی میدهید؟ خواهید گفت سقط کند؟
فعلا بریم سراغ سه نامزد ریاست بر جهان شخص اول: او با سیاستمداران رشوه خوار و بد نام کار میکند، از فالگیر غیب گو و منجم مشورت میگیرد. در کنار زنش دو معشوقه دارد. شدیدا سیگاری بوده و روزی هم ده لیوان مشروب میخورد. شخص دوم : از دو محل کار اخراج شده، تا ساعت 12 ظهر میخوابد.در مدرسه چند بار رفوزه شده.در جوانی تریاک میکشیده و تحصیلات آنچنانی ندارد. ایشان روزی یک بطر ویسکی میخورد، بی تحرک و چاق است. شخص سوم: دولت کشورش به ایشان مدال شجاعت داده، گیاهخوار بوده و دارای سلامت کامل هست. به سیگارومشروب دست نمیزند و در گذشته هیچ گونه رسوایی به بار نیاورده. به چه کسی رأی میدهید؟
کاندید اول : فرانکلین روز ولت کاندید دوم : وینستون چرچیل کاندید سوم :آدولف هیتلر
چه درسی میگیریم؟ راستی خانم حامله فراموش نشود؟ اگر به آن خانم پیشنهاد سقط جنین دادید همان بس که لودویگ فان بتهوون را به کشتن دادید!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:36 توسط سارا |
|
|
تحلیل دانشجویان کشورهای مختلف
ژاپن: به شدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد !مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي شکند !هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلي مي شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي کند. سپس ماجراهاي عاشقانه واکشني (ACTION) پيش مي آيد و سرانجام آندو با هم عروسي مي کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي شود!عراق: مدام به تير ها و خمپاره هاي تروريست ها جاخالي مي دهد ودر صورت زنده ماندن درس مي خواند !چين: درس مي خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي فروشد !اسرائيل: بيشتر واحدهايي که او پاس کرده، عملي است او دوره کامل آموزشهاي رزمي و کماندويي را گذرانده! مادرزادي اقتصاد دان به دنيا مي آيد !گينه بي صاحاب!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله اي درس بخواند !کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري امريکا دعا کند !پاکستان: او بشدت درس مي خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد !اوگاندا: درس مي خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس؛ چند نفر از قبيله توتسي را مي کشد !انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري!! منقرض مي شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي خوانند !ايران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومي چرت مي زند و سر کلاس اختصاصي جزوه مي نويسد! سياسي نيست ولي سياسي ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام کشورهاي بالا را دنبال مي کند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي گويد! او سه سوته عاشق مي شود! اگر با اولي ازدواج کرد که کرد، و الا سيکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار مي شود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مي شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائيل مي دهند ولي خانه به دانشجوي پسر نمي دهند! (فهميدين به منم بگين) او چت مي کند! خيابان متر مي کند، ودر يک کلام عشق و حال مي کند! همه کار مي کند جز اينکه درس بخواند نسل دانشجوي ايراني درسخوان در خطر انقراض است! از من مي شنوين بي خيال دانشگاه بشين بهتره (تفريحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانيد .خداييش راست ميگن يا نه ؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:33 توسط سارا |
|
|
تصور ما از جنسیت
در عكسي كه مي بينيد نفر سمت راست پسر و نفر سمت چپ دختر بنظر ميرسند در صورتيكه عكسها يكي هستند با اين تفاوت كه كنتراست تصوير در آنها متفاوت است. در يكي بيشتر و در ديگري كمتر است. علت اين توهم ذهني اين است كه بطور كلي چشمها و لبان دختران و زنان تضاد بيشتري با پوست صورت دارند و اين موضوع در مردها كمتر است. اين تصوير توسط ریچارد راسل عصب شناس دانشگاه هاروارد ساخته شده است..
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:26 توسط سارا |
|
|
عکس از خطوط هوایی حیوانات
ترسناک ترین اسانسور دنیا
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:23 توسط سارا |
|
یکی از زیباترین کبوتران دنیا
واقعا خوشگله! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:20 توسط سارا |
|
|
درود به دوستان عزیز
اینم چند تا عکس باحال امیدوارم که لذت ببرید و البته نظر هم یادتون نره مطالبی رو که دوست دارید توی این وبلاگ ببینید رو حتما بهم بگید با تشکر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:15 توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 |
| پیوندها |
|
بیا تو رپ حالشو ببر هیاهوی بی صدا باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال تهران |
|
RSS
|